تبلیغات
مازرون نمایشmazronnamaesh - خبر: نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران
مازرون نمایشmazronnamaesh
دانش خود را هیچگاه احتکار نکنید / دکتر قریب
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مازرون نمایش به ارسال اخبار، مطالب و موضوعاتی در باره نمایش های اجراء شده در مازندران می پردازد .

مدیر وبلاگ : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظرتان در باره وبلاگ چیست؟






نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران

تاریخ 11:32:54 1394/09/18
منبع: روابط عمومی دانشگاه مازندران
کد خبر: 20753
به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، از سوی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و با همکاری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد مازندران نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» به نویسندگی و کارگردانی محسن سپاسی از هنرمندان محمود آبادی و دانشجوی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران از سی ام آبان ماه لغایت چهارم آذر ماه  در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران بروی صحنه رفت.
نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، از سوی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و با همکاری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد مازندران نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» به نویسندگی و کارگردانی محسن سپاسی از هنرمندان محمود آبادی و دانشجوی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران از سی ام آبان ماه لغایت چهارم آذر ماه  در سالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران بروی صحنه رفت.
 
 حمیدرضا گل محمدی کارشناس نمایش:
 
       این نمایش که از اقبال خوب مخاطبان دانشجویی برخوردار بود یک تراژدی است که به جامعه انسانی بر می گردد.

       اریکس شخصیت اصلی این نمایش با اشخاصی که از نظر فکری پلید و  کج اندیش هستند به جدال پرداخته و آن ها را به هلاکت می رساند، در عاقبت به این نتیجه می رسد که خود نیز به گونه ای شبیه آن هاست و تفکردرستی ندارد و از دیگران بدتر است، لذا تصمیم می گیرد که خودر را به هلاکت برساند تا اینکه از این طریق بتواند جامعه و بشریت را نجات دهد. به گونه ای دیگر می توان گفت اریکس با کشتن نفس خود تحولی در خود و جامعه  ایجاد می کند.

       اریکس در اساطیر قدیم یونان نام پسر زهره ربةالنوع عشق است و به سبب نیروی بسیار او هیچ پهلوانی در کشتی با وی تاب مقاومت نداشت به جز قهرمان مشهور یونان «هرکول» که وی را مغلوب و مقتول ساخت و او را در پرستشگاه زهره دفن کردند و این معبد درجزیره صقلیه در کوه در هرکول که امروز آنرا مونته سان جولیانو نامند، واقع شده است. اریکس نیز  نام  شهر صقلیه «سیسیل» قدیم هم است که به دلیل اعمال قدرت مافیا، رشوه خواری و کاغذ بازی، به توسعه و موفقیت نسبی دست نیافته‌است.

       نمایش از لایه های بسیاری برخور داراست و با باز کردن هرلایه به لایه دیگری برخورد می شود تا اینکه به لایه نهایی که هدف غایی هست دست پیدا کرد، این تراژدی انسانی در لایه های مختلفی از رگه های طنز، مسایل اخلاقی، بی بند و باری، عدم رعایت اصول اجتماعی و دینی، درس های اخلاقی و گاهآ به  پوچی گرایی سوق پیدا می کرد که که مبین پراکنده گویی ذهنیت نویسنده می باشد.

       پس از حضور مخاطبان در سالن و روایت قصه ای اخلاقی در تاریکی سالن، تابلوی زیبایی از بازیگران در زیر نور بلک لایت مشاهده می شد.

       پس از اتمام  روایت قصه، هم آوایی بازیگران به گوش می رسد، هم آوایی تمام و سرو صدا های برخورد ظروف برزمین و شکستن آن ها مخاطب را از فضای آرام اولیه خارج می کند، اریکس وارد صحنه می شود. کارگردان  با این طرفند مخاطب را آماده دیدن نمایش می کند.

      طراحی صحنه با یک اختلاف سطح به دو بخش چپ و راست تقسیم می شود، صحنه سمت چپ مخاطب در سطح پایین تری نسبت به سمت راست قرار دارد، دو شخصیت نمایش به نام های لفت و رایت که در حقیقت دستان اریکس هستند و در نور پردازی از شیوه نوری بلاک لایت بهره مند شده است.

  لفت به رنگ صورتی فسفری و رایت به رنگ سبز فسفری با صدای صداپیشگان به گفت و گو با یکدیگر می پردازند و در رابطه با چگونگی به قتل رساندن اریکس با هم به گفت و گو می پردازند.

      بازیگری که دو شخصیت لفت و رایت را در این اختلاف سطح بازیگردانی می کرد با هشتاد درصد موفقیت توانسته بود عکس العمل خوبی از خود نشان دهد و خود را با صدا پیشگان تطبیق دهد.

      هرزمان که بازی و گفت وگوی لفت و رایت در اختلاف سطح سمت چپ صحنه از دیدگاه تماشاچی به پایان می رسید، نور بلک لایت به آرامی خاموش و بازی با روشن شدن نور تخت به سمت راست صحنه دراختلاف سطح بالاتر انتقال پیدا می کرد، در اینجا صحنه کاملا واقعی بود و شخصیتی بنام آدمستان که با دست و پایی بسته به طناب آویخته و صورتش به طرف زمین بود، به  تک گویی می پرداخت. این بازیگر با وجود محصور بودنش در طناب و مشکل در ارایه حرکات بدنی، حرکات خوبی را از خود در هنگام تک گویی ارایه داد و با صدای رسا و تغییرلحن خود در تک گویی، فضای یک طرفه سمت چپ صحنه را که تا حدودی نمایش را از صحنه ای بودنش به سوی نمایش رادیویی کشانده بود بشکند و فضایی تازه در ارایه نمایش رخ نمایی کند. در این صحنه عکس کسانی که قرار بود توسط اریکس به هلاکت برسند قرار داشت، اریکس پس از مرتکب شدن به هر قتل بر روی عکس مربوط به مقتول ضربدری می کشید. اریکس  در این اختلاف سطح  با  چهره واقعی خود وارد می شد.

      نمایش دو داستان موازی را که در ارتباط با هم بود در بر داشت، در طول نمایش با رفتن نور از بلک لایت اختلاف سطح پایین، نور تخت اختلاف سطح بالا روشن و نمایش ادامه پیدا می کرد.

      موسیقی کلاسیک و اجرای زنده قرنی، پیانو و سنتی سایزر با نمایش هم گام بود و تاثیر بسیاری در روند نمایش از لحاظ ایجاد دلهره و اضطراب داشت، اما در برخی از مواقع بازیگردان لفت و رایت و صداپیشگان با موسیقی همراه نبودند و موسیقی نیز روند خسته کننده ای پیدا می کرد.

      کارگردان در اجرای این نمایش با عدم پیروی از یک سبک خاص با تلفیق چند سبک در طراحی صحنه، لباس، بازی و نور ساختار شکنی کرده بود.
 
      در مجموع می توان گفت که کارگردان تا هفتاد درصد به اهداف خود رسیده و موفق عمل کرده است.

 





نوع مطلب : اخبار News، 
برچسب ها : خبر: نقدی بر نمایش، «اعتراف در آدمستان، همدستان قتل اریکس»، دانشگاه مازندران،
لینک های مرتبط : خبر،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی