مازرون نمایشmazronnamaesh
دانش خود را هیچگاه احتکار نکنید / دکتر قریب
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


مازرون نمایش به ارسال اخبار، مطالب و موضوعاتی در باره نمایش های اجراء شده در مازندران می پردازد .

مدیر وبلاگ : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی
مطالب اخیر
نظرسنجی
نظرتان در باره وبلاگ چیست؟






نخستین نشست تخصصی انجمن های هنری ، ادبی سازمان بسیج هنرمندان در رامسر برگزار شد



نخستین نشست تخصصی انجمن های هنری ، ادبی سازمان بسیج هنرمندان در رامسر برگزار شد

|
نخستین نشست توجیهی تخصصی انجمن های هنری ادبی سازمان بسیج هنرمندان صبح امروز با حضور رییس سازمان بسیج هنرمندان کشور در رامسر برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سیمرغ :نخستین نشست توجیهی تخصصی انجمن های هنری ادبی سازمان بسیج هنرمندان صبح امروز با حضور رییس سازمان بسیج هنرمندان کشور در رامسر برگزار شد.

بر اساس این گزارش غلامرضا منتظری رییس سازمان بسیج هنرمندان کشور در ابتدای این نشست ضمن تقدیر و تشکر از حضور مدیران سازمانهای استانی و مسوولین انجمن ها اظهار داشت:سازمان بسیج هنرمندان بزرگترین شبکه مردمی فرهنگی ادبی هنری و ارزشی را در سطح کشور دارد و رسالت بسیج هنرمندان قدردانی از این فرصت ها است .

منتظری ادامه داد:باید در جهت تغییر موازنه فرهنگی هنری از این فرصت ها استفاده کنیم. تحقق و رسیدن به این اهداف نیازمند رعایت سه شرط است:

-ایمان و باورقلبی

-عمل به باورها 

-اخلاص در عمل 

وی همچنین افزود:انجمن ها بیش از این باید آستین همت را بالا بزنند و وارد این عرصه شوند چرا که قوه عاقله سازمان انجمنها و تشکلها هستند و در سالی که اقدام وعمل نامگذاری شده است بیشترین نقش برعهده انجمنها خواهد بود.

رییس سازمان بسیج هنرمندان تصریح کرد:خوشبختانه بسیج هنرمند رسالت خودرا تا به امروز بخوبی انجام داده است و بازخورد این موفقیت ها را در اعتماد هر چه بیشتر سازمان بسیج مستضعفین به بسیج هنرمندان میتوان نظاره کرد.

در پایان غلامرضا منتظری عنوان کرد:رسالت بعدی بسیج هنرمندان ایجاد بستر مناسب برای شکوفا کردن استعداد هنرمندان بسیجی  سراسر کشور و محرومیت زدایی از سیمای فرهنگی و ادبی استانها  وآموزش کادرسازی خواهد بود.

 

 

 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 26 اردیبهشت 1395
زمان ثبت : 1395-02-23 23:32:15

نمایش خیابانی حراج در پردیس دانشگاه مازندران اجراء شد

به گزارش سایت نسخه هنر؛

از سوی گروه تئاتر سیاووشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران نمایش خیابانی دفاع مقدسی حراج به کارگردانی حمیدرضا گل محمدی تواندشتی بیست و یکم اردی بهشت ماه روز میلاد امام حسین(ع) روز پاسدار در میدان نیما پردیس دانشگاه مازندران به اجراء در آمد.

از سوی گروه تئاتر سیاووشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران و با همکاری بسیج دانشجویی این دانشگاه نمایش خیابانی حراج به نویسندگی علی حسنعلی زاده و کارگردانی حمیدرضا گل محمدی تواندشتی بیست و یکم اردی بهشت ماه به مناسبت میلاد پر برکت حضرت امام حسین(ع) روز پاسدار در میدان نیما پردیس دانشگاه مازندران به اجراء در امد.

خلاصه داستان این نمایش به ماجرای جوانی می پردازد که پدرش جانباز قطع نخاعی دفاع مقدس بوده و به شهادت رسیده است ، جوان در زمان حیات پدر جانبازش پس از مرگ مادر بنا بر وصیت وی چند سالی از پدرش پرستاری می کند، از نیش و کنایه های این و آن به تنگ آمده، روزی تصمیم می گیرد که پدر را به ملاء عام برده و او را به حراج بگذارد و...

در این نمایش میلاد عبدی و امیر کرمانی به ایفای نقش پرداختند و عوامل فنی این نمایش «سیده زینب تقوی» به عنوان مشاور کارگردان،«میلادعبدی» به عنوان دستیار کارگردان،«علیرضا گل محمدی» به عنوان چهره پرداز، «حمیدرضا گل محمدی » به عنوان طراح بروشور، پوستر و موسیقی،«سامره حسینی» به عنوان مدیر روابط عمومی و «علی پاداشی» به عنوان عکاس این گروه همکاری داشتند.

نمایش حراج که تاکنون بیش از سی اجرا از سوی گروه تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران در سطح یادواره های شهدا، دانشگاه های و پارک های استان مازندران و در مناطق عملیاتی جنوب کشور تحت عنوان راهیان نور داشته است.

نمایش حراج نه تنها به ایثارگری رزمندگان اسلام، بلکه به ایثارگری خانواده این رزمندگان که سال های سال پس از سپری شدن دفاع مقدس، رنجی مضاغف را بر دوش کشیده اند تا اینکه بتوانند ازجانباز قطع نخاعی خود مرا قبت کرده و به هراست و پشتیبانی از انقلاب و مملکت خود به پردازند و خم بر ابروان خود نیاورند، می پردازد.

خانواده جانبازانی که سال های سال با جانبازی عزیزان خود و درد های آن ها با شنیدن زخم زبان هایی از دوست و دشمن دست و پنجه نرم کردند، تا اینکه عزیزشان ذره ذره آب شوند و در نهایت به شهادت رسیده و از درد و رنج دنیوی خلاصی یافته و به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت به معبود خود به پیوندند.

نمایش در ادامه با حضور قاب عکسی سفید بر دستان فرزند جانبازی که پدرش به شهادت رسیده است خاتمه می یابد که نمایانگر ندیده شدن شهدا و ایثارگری آن ها در جامعه کنونی است.

بازی خوب نقش فرزند شهید و ارتباط خوب وی با مخاطبان در نمایش از جمله نقاط مثبت این نمایش به شمار می رفت که باعث شده بود مخاطبان در طول نمایش مشارکت خوبی داشته باشند و خود را جزئی از نمایش حس کنند.

بازیگر نقش جانباز که از هیچ گونه حرکت جسمی برخوردار نبود، اما با میمیک چهره خود نسبت به عمل بازیگر نقش فرزند جانباز عکس العمل خوب و بازی زیر پوستی برجای گذاشت.

بازیگران و عوامل این نمایش از هنرجویان دوره های بازیگری کانون تئاتر جهاد دانشگاهی واحد مازندران هستند که پس از گذراندن دوره های آموزشی به اجرای نمایش های بسیاری از قبیل سوء تفاهم، سپاسگزاری، قطره خون، آلوده، سرباز فراری، قدرعافیت و... به اجراء گذاشته است.





نوع مطلب :
برچسب ها : نمایش خیابانی، حراج، پردیس دانشگاه، مازندران،
لینک های مرتبط : نسخه هنز،
          
جمعه 24 اردیبهشت 1395
گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95
گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95


گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت 95




نوع مطلب :
برچسب ها : گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان، اردی بهشت 95،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 21 اردیبهشت 1395

گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت





























نوع مطلب :
برچسب ها : گزارش تصویری پخش سریال روزگار تلخ و شیرین از شبکه تبرستان /اردی بهشت،
لینک های مرتبط : بصیر آن لاین،
          
شنبه 18 اردیبهشت 1395
تاریخ :1395/02/18 7:27 AM
پخش سریال «روزگار تلخ و شیرین » از شبکه تبرستان
سریال «روزگار تلخ و شیرین » به نویسندگی و کارگرانی ارش رمضانی فوکلایی از 14 اردیبهشت ماه ساعت 23/20  هرشب به مدت 33 دقیقه تا مبعث رسول اکرم (ص) از شبکه استانی تبرستان پخش می شود.
تصویری برداری این سریال از چهارم خرداد ماه در منطقه گلوگاه بندپی شهرستان بابل کلید خورده است و لوکیشن های این سریال در مناطق اطاقسرا، مشهدسرا، افرابن، خجرو، عدملا و … شهر زیبای گلوه گاه بندپی شرقی و قسمتی از آن در شهر بابل ، بابلسر، بهنمیر و مشهدمقدس در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) انتخاب و تصویر برداری آن به پایان رسید و به مرحله تدوین راه یافت.
داستان این سریال که  با مضمون طنز اجتماعی است  به ماجرای فریدون، شخصیتی تحصیل کرده و روستایی می پردازد که در یک منطقه روستایی  بنام کوهپاسرا در گلوگاه بندپی شرقی زندگی می کند، وی به دلیل از دست دادن پدر و مادرش و نداشتن کار نزد خانواده  تنها خواهرش خاتون و شوهر خواهرش قربون و دوخواهر زاده اش سلیمون که عشق خوانندگی و  آنور آب رفتن می باشد و شهربانو دیگر خواهر زاده اش که دانشجوی رشته پزشکی است زندگی می کند، وی در این بین برای پیدا کردن کار و ازدواج کردن به معظلات و مشکلاتی برخورد می کند که…
در این سریال  از هنرمندان تمامی شهرستان های استان مازندران بهره مند شدیم و بیش از ۵۰ تن از هنرمندان سراسر استان در این سریال به نقش آفرینی پرداخته اند.
« آرش رمضانی فوکلایی» نویسنده  فیلم نامه  این سریال است که بر اساس طرح داستانی از/« الهام علی نیا» به رشته تحریر در آورده است و «سید احمد طاهر پور»  به عنوان مشاور این پروژه ، «محسن نجفی» به عنوان دستیار کارگردان و  برنامه ریز و «حنانه  بزرگی»  به عنوان منشی صحنه در این سریال به همکاری پرداختند.
گروه نور و صدا این سریال عبارتند بودند از مدیر تصویر برداری «شهریار قلی نیا»، تصویر بردار«مانی بختیاری نژاد»، دستیار نور و صدا «محمد قنبری» تصویر بردار هوایی «محمد رمضانی» عکاس و تصویر بردار پشت صحنه «عباس حنایی» پشتیبانی فنی بهشاد پارسا فیلم «محمد رحمانی» وگروه تدوین و صدگذاری این سریال به سرپرستی تدوین«رضا اکبریان گالشکلایی» انجام پذیرفت که
دستیاران صدا گذاری و تدوین «سید ملیحه ساداتی» و « قاسم صادقی حاجی آبادی» وتدوینگری پشت صحنه  را «امید طیبی » عهده دار بودند.
 در گروه صدا برداری « امیر طیبی»  به عنوان صدا بردار،«محمد زمان مرتضی پور» به عنوان دستیار  و «مصطفی مقدسی»  به عنوان کمک دستیار همکاری داشتند.
 در گروه تولید نیز «میر محمود حسینی بصرا»  به عنوان مدیر تولید ، «حمیدرضا گل محمدی» مدیر روابط عمومی ، « الهام علی نیا»  به عنوان مسئول بخش رایانه و گرافیک و در گروه گریم، «تکتم بزرگی»  مجری گریم خانم ها و «سید عابد جعفری » به عنوان مجری گریم آقایان ودو گروه موسیقی مازندرانی، پاپ و سنتی تنظیم آهنگ این سریال را به عهده داشتند.
«سلمان آشتیانی»،«علی رنجام» به عنوان مسئول تدارکات، «محمد فیروزی بندپی» به عنوان مسئول همآهنگی ، «رحیم رحمان زاده » به عنوان مسئول اسکان و «احسان حاجی پور» به عنوان مسئول صحنه  در گروه تدارکات یاری گر این مجموعه بودند.
بازیگری این مجموعه را عسگری رییسی سوادکوهی، ابوالفضل شانه بند پور ، بهزاد خادمی، مرضیه ابراهیمی، فاطمه علیجانی، بیژن رسولی، میر رحیم حسینی، بیژن رسولی، سیده  فاطمه مومنی پور، سیده نازنین حسینی، مریم فضل اله پور، معین رحیمی، یوسف حاجی پور،عباس حنایی،محمد زمان مرتضی پور، رجبعلی بریمانی، مجید کاشفی پور، محمد حسن صفری، علیرضا دشتی،فاطمه محمدی ،منصور ولی زاده سماکوش، صغری ادینه، علی عرب لاریمی، میر محمود حسینی بصرا،حمیدرضا گل محمدی ، فهیمه محمودی ، ایلیا حسن پور ،مهدی رضا پورگتابی، رمضان مهدی زاده، محمد اسدی ،فرشید خطیبی به عهده داشتند .
و سایر بازیگران در این مجموعه عبارتند بودند از  رامین یداله پور، افسانه حسن زاده، بیتاگلی،ندا قلی زاده، مهناز سالاری، یاسین دادود زاده، عرفان اله قلی،مسعود مصطفی تبار، امیر کرمانی، اسماعیل فلاح، حجت مهدی نیا فیروز جایی، شهسوار علی تبار، سید مهدی حسینی ،جمشید حسینی، فریدون اسماعیل زاده ، حسین بابا گل تبار، لیلا رمضانی،سید احمدحسینی،بصرا، حسن نظام زاده، غلامرضا نصیرایی میر، خیراله نصیرایی میر، ایمان رزقی، احمد صالحی نژاد متی کلایی، فهیمه علیزاده، فائژه راستی قمسری، ماندانا مهرنوش، محمد هاشم پور، محمد اکبر نژاد بایی، مهسا عموئیان، محبوبه خانلر زاده، مرجان میرزا بابا زاده، فاطمه قلی پور گودرزی ، امید برمونه،کاظم عسگری ، بهنمام شفیع تبار،حسین محمد زاده، میثم محمود پور، سید امیر سید علیزاده و نعمت رضا زاد.
  این پروژه محصول سیمای امور استان هاست و محصول شرکت فیلم سازان تصویر شمال می باشد که با همکاری امام جمعه، شهرداری، شورای شهر، بخشداری، آموزش و پرورش، پاسگاه انتظامی، مدیران آموزشگاه های نمونه دولتی حضرت علی اکبر، حضرت ولی عصر شهر گلوگاه بندپی شرقی، رییس اداره فرهنگ وارشاد اسلامی بابل، معاونت سینمائی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرماندهی نیروی انتظامی استان مازندران، آستان  مقدس رضوی، شهرداری و شورای اسلامی شهر  امیرکلا، آموزشگاه نمونه دولتی شفیع زاده، شرکت ساختمانی رجب پور شهرامیرکلا، دانشگاه علوم پزشکی بابل، بیمارستان شهید بهشتی و آیت ا… روحانی بابل، شهرداری بهنمیر، مجموعه تفریحی باغ آلوچه بهنمیر، کارتینک اتوموبیلرانی بابلسر،  سرپرستی موسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج شمال کشور، تهیه و تولیدگشته است و در میلاد رسول اکرم (ص)  ازشبکه جام جم پخش شد و هم اکنون از 14 اردیبهشت ماه راس ساعت 20/23 تا مبعث  رسول اکرم به مدت 33 دقیقه هر شب پخش خواهد شد.




نوع مطلب :
برچسب ها : پخش سریال «روزگار تلخ و شیرین » از شبکه تبرستان،
لینک های مرتبط : بصیر آن لاین،
          
شنبه 18 اردیبهشت 1395

آرشیو خبردفاتر نمایندگی داخلیمازندران کد مطلب: 492465     

پخش سریال «روزگار تلخ و شیرین » از شبکه استانی تبرستان

سریال «روزگار تلخ و شیرین » به نویسندگی و کارگردانی ارش رمضانی فوکلایی از 14 اردیبهشت ماه ساعت 23/20 هرشب به مدت 33 دقیقه تا مبعث رسول اکرم (ص) از شبکه استانی تبرستان پخش می شود
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۵ اردیبهشت ساعت 09:30
خبرگزاری پانا+روزگار تلخ و شیرین+شبکه مازندران

به گزارش پانا-مازندران، تصویربرداری این سریال از چهارم خرداد ماه در منطقه گلوگاه بندپی شهرستان بابل کلید خورده است و لوکیشن های این سریال در مناطق اطاقسرا، مشهدسرا، افرابن، خجرو، عدملا و … شهر زیبای گلوه گاه بندپی شرقی و قسمتی از آن در شهر بابل ، بابلسر، بهنمیر و مشهدمقدس در جوار بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) انتخاب و تصویر برداری آن به پایان رسید و به مرحله تدوین راه یافت.

داستان این سریال که با مضمون طنز اجتماعی است به ماجرای فریدون، شخصیتی تحصیل کرده و روستایی می پردازد که در یک منطقه روستایی بنام کوهپاسرا در گلوگاه بندپی شرقی زندگی می کند، وی به دلیل از دست دادن پدر و مادرش و نداشتن کار نزد خانواده تنها خواهرش خاتون و شوهر خواهرش قربون و دوخواهر زاده اش سلیمون که عشق خوانندگی و آنور آب رفتن می باشد و شهربانو دیگر خواهر زاده اش که دانشجوی رشته پزشکی است زندگی می کند، وی در این بین برای پیدا کردن کار و ازدواج کردن به معظلات و مشکلاتی برخورد می کند که…

در این سریال از هنرمندان تمامی شهرستان های استان مازندران بهره مند شدیم و بیش از ۵۰ تن از هنرمندان سراسر استان در این سریال به نقش آفرینی پرداخته اند.

« آرش رمضانی فوکلایی» نویسنده فیلم نامه این سریال است که بر اساس طرح داستانی از/« الهام علی نیا» به رشته تحریر در آورده است و «سید احمد طاهر پور» به عنوان مشاور این پروژه ، «محسن نجفی» به عنوان دستیار کارگردان و برنامه ریز و «حنانه بزرگی» به عنوان منشی صحنه در این سریال به همکاری پرداختند.

بازیگری این مجموعه را عسگری رییسی سوادکوهی، ابوالفضل شانه بند پور، بهزاد خادمی، مرضیه ابراهیمی، فاطمه علیجانی، بیژن رسولی، میر رحیم حسینی، بیژن رسولی، سیده فاطمه مومنی پور، سیده نازنین حسینی، مریم فضل اله پور، معین رحیمی، یوسف حاجی پور،عباس حنایی،محمد زمان مرتضی پور، رجبعلی بریمانی، مجید کاشفی پور، محمد حسن صفری، علیرضا دشتی، فاطمه محمدی ،منصور ولی زاده سماکوش، صغری ادینه، علی عرب لاریمی، میر محمود حسینی بصرا،حمیدرضا گل محمدی، فهیمه محمودی، ایلیا حسن پور، مهدی رضا پورگتابی، رمضان مهدی زاده، محمد اسدی ،فرشید خطیبی به عهده داشته اند.

 







نوع مطلب :
برچسب ها : پانا : پخش سریال «روزگار تلخ و شیرین » از شبکه استانی تبرستان،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 18 اردیبهشت 1395
زمان ثبت : 1395-02-14 04:38:02

نگاهی بر نمایش«خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران

به گزارش سایت نسخه هنر؛

به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و کانون تئاتر دانشجویی، نمایش«خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت.

نمایش« خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ در سال ۱۳۸۸ به درخواست بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس نوشته شد و تاکنون اجراهای زیادی را در جشنواره ها و شهرستان های مختلف کشور داشته است و این بار به کارگردانی دانشجوی جوان مازندرانی کارشناسی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران، محسن سپاسی که مسئول کانون تئاتر این دانشگاه هم نیز هست، از چهارم الی هشتم اردیبهشت، از سوی گروه تئاتر غو و با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی، بسیج دانشجویی، کانون شهدا و مهدویت و امام حسن مجتبی(ع) و کانون تئاتر دانشگاه مازندران درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران با حضور پر شور مخاطبان به روی صحنه رفت. این کارگردان جوان از سال 1385 کار هنری خود را از شهرستان محمود آباد در تئآتر آغاز کرده و تا کنون نمایش های متعددی در شهرستان محمودآباد  و در سطح دانشگاه مازندران به روی صحنه برده است.

در این نمایش هنرمندان دانشجوی دانشگاه مازندران محسن سپاسی، پیمان نبی زاده، علی فکور رحیمی، امین صدقی، معصومه مهدویان، ستاره سبحانی، شکیبا مرصلانی و محسن قلم« صوفی» به بازی پرداختند و نور و صدا و موسیقی آن را مجید کریمی به عهده داشت.

خلاصه داستان این نمایش به سربازی به نام یوسف می پردازد که در کما به سر می‌برد، همه چیزش از بین رفته و فقط چشم و قلبش سالم مانده ‌است. فرشته‌ای واسطه آمدن او از عالم برزخ به زمین« دنیای زندگان» می‌شود. یوسف پس از۲۵  سال به شرط آن اجازه حضور در زمین ودر دنیای زندگان حضور پیدا می کند که هرگز لب به سخن نگشاید، با پخش خبر زنده شدن شهید، خانواده‌های زیادی می‌گویند که این  شهید زنده شده متعلق به آنان است و یوسف در زمین خانواده‌هایی را می‌بیند که هر یک منتظر یوسف مفقودالاثر خودشان هستند. مأموران بنیاد شهید هر چه تلاش می‌کنند تا والدین اصلی یوسف را پیدا کنند، اما با متقاضیان بیشتری روبرو می‌شوند و ...

نمایش«خنکای ختم خاطره»  روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ و روایتگر مشکلات اقشار مختلف ایرانی است که یکی از عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند. این نمایش نقدی قاطعانه به عملکرد نهادهای مسئول و مرتبط با خانواده های شهدا است که رفتاری نامناسب با خانواده شهدای گمنام دارند. نمایش در چند پرده به مسایل مربوط چند خانواده از اقوام مختلف ایرانی را به تصویر می‌کشد.« زمان » در این نمایش نامه آغاز دارد ولی پایان ندارد، مبدأ زمانی آغاز جنگ است اما پیامدهای آن ادامه می‌یابد.

این نمایش برخلاف نمایش های دیگر دفاع مقدسی در فضایی متفاوت درباره کشته شدگان جنگ ایران و عراق و روانشناسی اجتماعی مردم آسیب دیده از جنگ و به نقد عملکرد بنیاد شهید و کاغذ بازی در این اداره خواه خواسته و یا ناخواسته می پردازد. تنوع قومیتی در نمایش و معضلات محتلف خانواده ها یکی از ویژگی های این نمایش است.

مخاطبان در بدو ورود به سالن و پس از جایگزین شدن در صندلی ها با تابلویی از فرشته و سرباز روبرو شدند که در فضای بلک لایت قرار گرفته بودند، فرشته در سطحی بلند قرار گرفته بود که لب فرشته در نور بلاک لایت مشخص و سرباز در پایین سطح قرار گرفته بود و نور بلک لایت کلاه آهنی و پوتین سرباز را مشخص می کرد،  نمایش با کلام فرشته آغاز می شود و در پایان نمایش نیز با چنین تابلویی نمایش به پایان می رسد. در این قسمت ها برای گفت و گو سرباز با فرشته از صدا پیشگان استفاده شد که کمک بسزایی به پیشبرد نمایش داشت.

کارگردان با توجه به آیات قرآنی که فرشتگان از جنسیت خاص مذکر و مونث نیستند و مجرد هستند، فرشته را در فضای بلک لایت نشان داده است تا جنسیت فرشته مشخص نشود .

صحنه از دکوری ساده برخوردار است که ازسه حجم شبیه تابوت که دو کاربرد دیوار و اتاق کار و چند حجم کوچک، متوسط و بزرگ تشکیل می شد که با جابجایی آن ها در صحنه کاربرد خاص خود نظیر صندلی میز و ارتفاع  و... را پیدا می کرد.

از نکات جالب توجه این بود که حجم های شبیه تابوت پس از جابجایی در صحنه به صورت سه اتاقک در می امد و کارکنان بنیاد شهید در آن حضور پیدا کرده و در این فضای محدود که نور قرمزی بر آن ها می تابید  مشغول به کار می شدند که القا کننده محصور شدن در دفتر کار و عدم توجه ایشان به خانواده شهد ا است و زمانی که سه تابوت در گوشه ای از صحنه از قسمت زیرین در کنار هم قرار می گرفتند به عنوان دیوار اتاق کار برد داشتند.

بازی ها کاملا واقعی و کارگردان در انتخاب بازیگران انتخاب خوبی را به همراه داشت و با توجه به محدودیت بازیگر برخی از بازیگران در چند نقش به بازی پرداخته بودند. بازیگران از بدن،  بیان و صدای خوبی برخوردار بودند و بازی های حسی و زیر پوستی داشتند، بجز در مورد ستاره سبحانی بازیگر نقش خواهر شهید کُرد، با توجه به صدای رسا  و لهجه ای مناسب کُردی از بازی حسی و زیر پوستی برخوردار نبود.

شکیبا مرصلانی در نقش زن ترک زبان و دختر شهید در ایفای نقش خود خوب عمل کرده و بازی های حسی و زیر پوستی عالی از خود بجا گذاشت.

محسن سپاسی که در نقش مامور بنیاد شهید، مرد ترک زبان، مرد ارمنی و پیرمرد  به بازی پرداخت، در همه  نقش ها موفق و عالی عمل کرد،  اما به دلیل عدم حضور بازیگر نقش مرد ارمنی  به اجبار این نقش را هم بر عهده گرفت که با توجه به بازی خوب بدنی و بیان رسا از لحاظ لهجه خاص مرد ارمنی که نشانگر قومیتش است نا موفق عمل کرد.

محسن قلم «صوفی» که در نقش مامور بنیاد شهید و پیر مرد کُرد به بازی پرداخت نیز بازی خوبی از خود بر جای گذاشت و بقیه بازیگران بازی نسبتآ خوبی داشتند.

طراحی لباس مناسب کمک شایانی به روند موفقیت نمایش داشت، اما طراحی گریم و چهره پردازی ضعیف در روند رو به رشد نمایش لطمه وارد کرده بود .

نمایش از فضایی کمدی و تراژدی برخوردار بود که در این فضا ها با درایت کارگردان بازیگران عملکرد خوبی داشتند و بمب خنده مخاطبان در زمانی که فضای نمایش کمدی بود سالن را به خوبی پوشش می داد و در زمان تراژدی کار نیز با استفاده از موسیقی و افکت مناسب و ایفای نقش خوب پیرمرد و بازیگران حال و هوای حزن و اندوه بر سالن حاکم می شد که نشان از توانایی کارگردان در رساندن پیام نمایش به مخاطبان بود.

در پایان می توان گفت که این نمایش، نمایشی زنده بود که تماشاگر با آن می خندید و احساساتی می شد و درگیرش بود وکارگردان خواست نویسنده اثر را به خوبی پیاده کرده بود.

حمیدرضا گل محمدی تواندشتی کارشناس نمایش





نوع مطلب : اخبار News، 
برچسب ها : نگاهی بر نمایش، «خنکای ختم خاطره»، دانشگاه مازندران،
لینک های مرتبط : نسخه هنر،
          
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395
آرشیو خبردفاتر نمایندگی داخلیمازندران کد مطلب: 490506     

«خنکای ختم خاطره»؛ روایت آدم‌های فراموش ‌شده جنگ

نمایش «خنکای ختم خاطره»نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت
۱۳۹۵ شنبه ۱۱ اردیبهشت ساعت 10:28
خبرگزاری پانا+نمایش+خنکای ختم خاطره+دانشگاه مازندران

به گزارش پانا-مازندران، مایش «خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ در سال ۱۳۸۸ به درخواست بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس نوشته شد و تاکنون اجراهای زیادی را در جشنواره ها و شهرستان های مختلف کشور داشته است و این بار به کارگردانی دانشجوی جوان مازندرانی کارشناسی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران، از چهارم الی هشتم اردیبهشت، از سوی گروه تئاتر غو و با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی، بسیج دانشجویی، کانون شهدا و مهدویت و امام حسن مجتبی و کانون تئاتر دانشگاه مازندران درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران با حضور پر شور مخاطبان به روی صحنه رفت. این کارگردان جوان از سال 1385 کار هنری خود را از شهرستان محمود آباد در تئآتر آغاز کرده و تا کنون نمایش های متعددی در شهرستان محمود اباد و در سطح دانشگاه مازندران به روی صحنه برده است.

در این نمایش هنرمندان دانشجوی دانشگاه مازندران محسن سپاسی، پیمان نبی زاده، علی فکور رحیمی، امین صدقی، معصومه مهدویان، ستاره سبحانی، شکیبا مرصلانی و محسن قلم «صوفی» به بازی پرداختند و نور و صدا و موسیقی آن را مجید کریمی به عهده داشت.

خلاصه داستان این نمایش به سربازی به نام یوسف می پردازد که در کما به سر می‌برد، همه چیزش از بین رفته و فقط چشم و قلبش سالم مانده ‌است. فرشته‌ای واسطه آمدن او از عالم برزخ به زمین «دنیای زندگان» می‌شود. یوسف پس از ۲۵ سال به شرط آن اجازه حضور در زمین ودر دنیای زندگان حضور پیدا می کند که هرگز لب به سخن نگشاید، با پخش خبر زنده شدن شهید، خانواده‌های زیادی می‌گویند که این شهید زنده شده متعلق به آنان است و یوسف در زمین خانواده‌هایی را می‌بیند که هر یک منتظر یوسف مفقودالاثر خودشان هستند. مأموران بنیاد شهیدهر چه تلاش می‌کنند تا والدین اصلی یوسف را پیدا کنند، اما با متقاضیان بیشتری روبرو می‌شوند و ...
نمایش «خنکای ختم خاطره» روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ وروایتگر مشکلات اقشار مختلف ایرانی است که یکی از عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند. این نمایش نقدی قاطعانه به عملکرد نهادهای مسئول و مرتبط با خانواده های شهدا است که رفتاری نامناسب با خانواده شهدای گمنام دارند. نمایش در چند پرده به مسائل مربوط چند خانواده از اقوام مختلف ایرانی را به تصویر می‌کشد. «زمان» در این نمایش نامه آغاز دارد ولی پایان ندارد، مبدأ زمانی آغاز جنگ است اما پیامدهای آن ادامه می‌یابد.

این نمایش برخلاف نمایش های دیگر دفاع مقدسی در فضایی متفاوت درباره کشته شدگان جنگ ایران و عراق و روانشناسی اجتماعی مردم آسیب دیده از جنگ و به نقد عملکرد بنیاد شهید و کاغذ بازی در این اداره خواه خواسته ویا ناخواسته می پردازد. تنوع قومیتی در نمایش و معضلات محتلف خانواده ها یکی از ویژه گی های این نمایش است.

مخاطبان در بد ورود به سالن و پس از جایگزین شدن در صندلی ها با تابلویی از فرشته و سرباز روبرو شدند که در فضای بلک لایت قرار گرفته بودند، فرشته در سطحی بلند قرار گرفته بود که لب فرشته در نور بلاک لایت مشخص و سرباز در پایین سطح قرار گرفته بود و نور بلک لایت کلاه آهنی و پوتین سرباز را مشخص می کرد، نمایش با کلام فرشته آغاز می شود و در پایان نمایش نیز با چنین تابلویی نمایش به پایان می رسد. در این قسمت ها برای گفت و گو سرباز با فرشته از صدا پیشگان استفاده شد که کمک بسزایی به پیشبرد نمایش داشت.
کارگردان با توجه به آیات قرآنی که فرشتگان از جنسیت خاص مذکر و مونث نیستند و مجرد هستند، فرشته را در فضای بلک لایت نشان داده است تا جنسیت فرشته مشخص نشود .

صحنه از دکوری ساده برخوردار است که ازسه حجم شبیه تابوت که دو کاربرد دیوار و اتاق کار و چند حجم کوچک، متوسط و بزرگ تشکیل می شد که با جابجایی آن ها در صحنه کاربرد خاص خود نظیر صندلی میز و ارتفاع و... را پیدا می کرد.

از نکات جالب توجه این بود که حجم های شبیه تابوت پس از جابجایی در صحنه به صورت سه اتاقک در می امد و کارکنان بنیاد شهید در آن حضور پیدا کرده و در این فضای محدود که نور قرمزی بر آن ها می تابید مشغول به کار می شدند که القا کننده محصور شدن در دفتر کار و عدم توجه ایشان به خانواده شهد ا است و زمانی که سه تابوت در گوشه ای از صحنه از قسمت زیرین در کنار هم قرار می گرفتند به عنوان دیوار اتاق کار برد داشتند.

بازی ها کاملا واقعی و کارگردان در انتخاب بازیگران انتخاب خوبی را به همراه داشت و با توجه به محدودیت بازیگر برخی از بازیگران در چند نقش به بازی پرداخته بودند. بازیگران از بدن، بیان و صدای خوبی برخوردار بودند و بازی های حسی و زیر پوستی داشتند، بجز در مورد ستاره سبحانی بازیگر نقش خواهر شهید کُرد، با توجه به صدای رسا و لهجه ای مناسب کُردی از بازی حسی و زیر پوستی برخوردار نبود.
شکیبا مرصلانی در نقش زن ترک زبان و دختر شهید در ایفای نقش خود خوب عمل کرده و بازی های حسی و زیر پوستی عالی از خود بجا گذاشت.

محسن سپاسی که در نقش مامور بنیاد شهید، مرد ترک زبان، مرد ارمنی و پیرمرد به بازی پرداخت، در همه نقش ها موفق و عالی عمل کرد، اما به دلیل عدم حضور بازیگر نقش مرد ارمنی به اجبار این نقش را هم بر عهده گرفت که با توجه به بازی خوب بدنی و بیان رسا از لحاظ لهجه خاص مرد ارمنی که نشانگر قومیتش است نا موفق عمل کرد.
محسن قلم «صوفی» که در نقش مامور بنیاد شهید و پیر مرد کُرد به بازی پرداخت نیز بازی خوبی از خود بر جای گذاشت و بقیه بازیگران بازی نسبتآ خوبی داشتند.

طراحی لباس مناسب کمک به سزایی به روند موفقیت نمایش داشت ، اما طراحی گریم و چهره پردازی ضعیف در روند رو به رشد نمایش لطمه وارد کرده بود .

نمایش از فضایی کمدی و تراژدی برخوردار بود که در این فضا ها با درایت کارگردان بازیگران عملکرد خوبی داشتند و بمب خنده مخاطبان در زمانی که فضای نمایش کمدی بود سالن را به خوبی پوشش می داد و در زمان تراژدی کار نیز با استفاده از موسیقی و افکت مناسب و ایفای نقش خوب پیرمرد و بازیگران حال و هوای حزن و اندوه بر سالن حاکم می شد که نشان از توانایی کارگردان در رساندن پیام نمایش به مخاطبان بود.

در پایان می توان گفت که این نمایش، نمایشی زنده بود که تماشاگر با آن می خندید و احساساتی می شد و درگیرش بود وکارگردان خواست نویسنده اثر را به خوبی پیاده کرده بود.

"حمیدرضا گل محمدی تواندشتی کارشناس نمایش"

 

 





نوع مطلب : اخبار News، 
برچسب ها : پانا :«خنکای ختم خاطره»؛ روایت آدم‌های فراموش ‌شده جنگ،
لینک های مرتبط : پانا، نسخه هنر، بصیر آن لاین، پایگاه هنری میلاد بابلسر،
          
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395
«خنکای ختم خاطره» روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ

یادداشت هنری : نقدی  بر نمایش «خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران

«خنکای ختم خاطره»  روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ

پایگاه خبری میلاد بابلسر: سرویس فرهنگ و هنر

نمایش «خنکای ختم خاطره»نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت.

نمایش «خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ در سال ۱۳۸۸ به درخواست بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس نوشته شد و تاکنون اجراهای زیادی را در جشنواره ها و شهرستان های مختلف کشور داشته است و این بار به کارگردانی دانشجوی جوان مازندرانی کارشناسی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران، محسن سپاسی که مسئول کانون  تئاتر این دانشگاه هم نیز هست، از چهارم الی هشتم اردیبهشت، از سوی گروه تئاتر غو و با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی، بسیج دانشجویی، کانون شهدا و مهدویت و امام حسن مجتبی و کانون تئاتر دانشگاه مازندران درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران با حضور پر شور مخاطبان به روی صحنه رفت. این کارگردان جوان از سال 1385  کار هنری خود را از شهرستان محمود آباد در تئآتر آغاز کرده و تا کنون نمایش های متعددی در شهرستان محمود اباد  و در سطح دانشگاه مازندران به روی صحنه برده است.

در این نمایش هنرمندان دانشجوی دانشگاه مازندران محسن سپاسی، پیمان نبی زاده، علی فکور رحیمی، امین صدقی، معصومه مهدویان، ستاره سبحانی، شکیبا مرصلانی و محسن قلم «صوفی» به بازی پرداختند و نور و صدا و موسیقی آن را مجید کریمی به عهده داشت.

خلاصه داستان این نمایش به سربازی به نام یوسف می پردازد که در کما به سر می‌برد، همه چیزش از بین رفته و فقط چشم و قلبش سالم مانده ‌است. فرشته‌ای واسطه آمدن او از عالم برزخ به زمین «دنیای زندگان» می‌شود. یوسف پس از ۲۵  سال به شرط آن اجازه حضور در زمین ودر دنیای زندگان  حضور پیدا می کند که  هرگز لب به سخن نگشاید، با پخش خبر زنده شدن شهید، خانواده‌های زیادی می‌گویند که این  شهید زنده شده متعلق به آنان است و یوسف در زمین خانواده‌هایی را می‌بیند که هر یک منتظر یوسف مفقودالاثر خودشان هستند. مأموران بنیاد شهید هر چه تلاش می‌کنند تا والدین اصلی یوسف را پیدا کنند، اما با متقاضیان بیشتری روبرو می‌شوند و ...

نمایش «خنکای ختم خاطره»  روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ وروایتگر مشکلات اقشار مختلف ایرانی است که یکی از عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند. این نمایش نقدی قاطعانه به عملکرد نهادهای مسئول و مرتبط با خانواده های شهدا است که رفتاری نامناسب با خانواده شهدای گمنام دارند. نمایش در چند پرده به مسائل مربوط چند خانواده از اقوام مختلف ایرانی را به تصویر می‌کشد. «زمان» در این نمایش نامه آغاز دارد ولی پایان ندارد، مبدأ زمانی آغاز جنگ است اما پیامدهای آن ادامه می‌یابد.

این نمایش برخلاف نمایش های دیگر دفاع مقدسی در فضایی متفاوت درباره کشته شدگان جنگ ایران و عراق و روانشناسی اجتماعی مردم آسیب دیده از جنگ و به نقد عملکرد بنیاد شهید و کاغذ بازی در این اداره خواه خواسته ویا ناخواسته می پردازد. تنوع قومیتی در نمایش و معضلات محتلف خانواده ها یکی از ویژه گی های این نمایش است.

مخاطبان در بد ورود به سالن و پس از جایگزین شدن در صندلی ها  با تابلویی از فرشته و سرباز روبرو شدند که در فضای بلک لایت قرار گرفته بودند، فرشته در سطحی بلند قرار گرفته بود که لب فرشته در نور بلاک لایت مشخص  و سرباز در پایین سطح قرار گرفته بود و نور بلک لایت کلاه آهنی و پوتین سرباز را مشخص می کرد،  نمایش با کلام فرشته آغاز می شود و در پایان نمایش نیز با چنین تابلویی نمایش به پایان می رسد. در این قسمت ها برای گفت و گو سرباز با فرشته از صدا پیشگان استفاده شد که کمک بسزایی به پیشبرد نمایش داشت.

کارگردان با توجه به آیات قرآنی که فرشتگان از جنسیت خاص مذکر و مونث نیستند و مجرد هستند، فرشته را در فضای بلک لایت نشان داده است تا جنسیت فرشته مشخص نشود .

صحنه از دکوری ساده برخوردار است که ازسه حجم شبیه تابوت که دو کاربرد دیوار و اتاق کار و چند حجم کوچک، متوسط و بزرگ تشکیل می شد که با جابجایی آن ها در صحنه کاربرد خاص خود نظیر صندلی میز و ارتفاع  و... را پیدا می کرد.

از نکات جالب توجه این بود که حجم های شبیه تابوت پس از جابجایی در صحنه به صورت سه اتاقک در می امد و کارکنان بنیاد شهید در آن حضور پیدا کرده و در این فضای محدود که نور قرمزی بر آن ها می تابید  مشغول به کار می شدند که القا کننده محصور شدن در دفتر کار و عدم توجه ایشان به خانواده شهد ا است و زمانی که سه تابوت در گوشه ای از صحنه از قسمت زیرین در کنار هم قرار می گرفتند به عنوان دیوار اتاق کار برد داشتند.

بازی ها کاملا واقعی و کارگردان در انتخاب بازیگران انتخاب خوبی را به همراه داشت و با توجه به محدودیت بازیگر برخی از بازیگران در چند نقش به بازی پرداخته بودند. بازیگران از بدن،  بیان و صدای خوبی برخوردار بودند و بازی های حسی و زیر پوستی داشتند، بجز در مورد ستاره سبحانی بازیگر نقش خواهر شهید کُرد، با توجه به صدای رسا  و لهجه ای مناسب کُردی از بازی حسی و زیر پوستی برخوردار نبود.

شکیبا مرصلانی در نقش زن ترک زبان و دختر شهید در ایفای نقش خود خوب عمل کرده و بازی های حسی و زیر پوستی عالی از خود بجا گذاشت.

محسن سپاسی که در نقش مامور بنیاد شهید، مرد ترک زبان، مرد ارمنی و پیرمرد  به بازی پرداخت، در همه  نقش ها موفق و عالی عمل کرد،  اما به دلیل عدم حضور بازیگر نقش مرد ارمنی  به اجبار این نقش را هم بر عهده گرفت که با توجه به بازی خوب بدنی و بیان رسا از لحاظ لهجه خاص مرد ارمنی که نشانگر قومیتش است نا موفق عمل کرد.

محسن قلم «صوفی» که در نقش مامور بنیاد شهید و پیر مرد کُرد به بازی پرداخت نیز بازی خوبی از خود بر جای گذاشت و بقیه بازیگران بازی نسبتآ خوبی داشتند.

طراحی لباس  مناسب کمک به سزایی به روند موفقیت نمایش داشت ، اما طراحی گریم و چهره پردازی ضعیف در روند رو به رشد نمایش لطمه وارد کرده بود .

نمایش از فضایی کمدی و تراژدی برخوردار بود که در این فضا ها با درایت کارگردان بازیگران عملکرد خوبی داشتند و بمب خنده مخاطبان در زمانی که فضای نمایش کمدی بود سالن را به خوبی پوشش می داد و در زمان تراژدی کار نیز با استفاده از موسیقی و افکت مناسب و ایفای نقش خوب پیرمرد و بازیگران حال و هوای حزن و اندوه بر سالن حاکم می شد که نشان از توانایی کارگردان در رساندن پیام نمایش به مخاطبان بود.

در پایان  می توان گفت که این نمایش، نمایشی زنده بود که تماشاگر با آن می خندید و احساساتی می شد و درگیرش بود وکارگردان خواست نویسنده اثر را به خوبی پیاده کرده بود. / حمیدرضا گل محمدی تواندشتی کارشناس نمایش

 





نوع مطلب :
برچسب ها : پایگاه خبری میلاد بابلسر: سرویس فرهنگ و هنر، نقدی بر نمایش «خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران،
لینک های مرتبط : میلاد، سیمرغ، بصیر آن لاین،
          
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395



نگاهی بر نمایش «خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران

|
نمایش «خنکای ختم خاطره»نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سیمرغ،

نمایش «خنکای ختم خاطره»نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت.
حمیدرضا گل محمدی تواندشتی کارشناس نمایش
نمایش «خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ در سال ۱۳۸۸ به درخواست بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس نوشته شد و تاکنون اجراهای زیادی را در جشنواره ها و شهرستان های مختلف کشور داشته است و این بار به کارگردانی دانشجوی جوان مازندرانی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران محسن سپاسی که مسئول کانون  تئاتر این دانشگاه هم نیز هست، از چهارم الی هشتم اردیبهشت، از سوی گروه تئاتر غو و با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی، بسیج دانشجویی، کانون شهدا و مهدویت و امام حسن مجتبی و کانون تئاتر دانشگاه مازندران درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران با حضور پر شور مخاطبان به روی صحنه رفت. این کارگردان جوان از سال 1385  کار هنری خود را از شهرستان محمود آباد در تئاتر آغاز کرده و تا کنون نمایش های متعددی در شهرستان محمود اباد  و در سطح دانشگاه مازندران به روی صحنه برده است.
در این نمایش هنرمندان دانشجوی دانشگاه مازندران محسن سپاسی، پیمان نبی زاده، علی فکور رحیمی، امین صدقی، معصومه مهدویان، ستاره سبحانی، شکیبا مرصلانی و محسن قلم «صوفی» به بازی پرداختند و نور و صدا و موسیقی آن را مجید کریمی به عهده داشت.
خلاصه داستان این نمایش به سربازی به نام یوسف می پردازد که در کما به سر می‌برد، همه چیزش از بین رفته و فقط چشم و قلبش سالم مانده ‌است. فرشته‌ای واسطه آمدن او از عالم برزخ به زمین «دنیای زندگان» می‌شود. یوسف پس از ۲۵  سال به شرط آن اجازه حضور در زمین ودر دنیای زندگان  حضور پیدا می کند که  هرگز لب به سخن نگشاید، با پخش خبر زنده شدن شهید، خانواده‌های زیادی می‌گویند که این  شهید زنده شده متعلق به آنان است و یوسف در زمین خانواده‌هایی را می‌بیند که هر یک منتظر یوسف مفقودالاثر خودشان هستند. مأموران بنیاد شهید هر چه تلاش می‌کنند تا والدین اصلی یوسف را پیدا کنند، اما با متقاضیان بیشتری روبرو می‌شوند و ...
نمایش «خنکای ختم خاطره»  روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ وروایتگر مشکلات اقشار مختلف ایرانی است که یکی از عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند. این نمایش نقدی قاطعانه به عملکرد نهادهای مسئول و مرتبط با خانواده های شهدا است که رفتاری نامناسب با خانواده شهدای گمنام دارند. نمایش در چند پرده به مسائل مربوط چند خانواده از اقوام مختلف ایرانی را به تصویر می‌کشد. «زمان» در این نمایش نامه آغاز دارد ولی پایان ندارد، مبدأ زمانی آغاز جنگ است اما پیامدهای آن تا ابد ادامه می‌یابد.
این نمایش برخلاف نمایش های دیگر دفاع مقدسی در فضایی متفاوت درباره کشته شدگان جنگ ایران و عراق و روانشناسی اجتماعی مردم آسیب دیده از جنگ و به نقد عملکرد بنیاد شهید و کاغذ بازی در این اداره خواه خواسته ویا ناخواسته می پردازد. تنوع قومیتی در نمایش و معضلات محتلف خانواده ها یکی از ویژه گی های این نمایش است.
مخاطبان در بد ورود به سالن و پس از جایگزین شدن در صندلی ها  با تابلویی از فرشته و سرباز روبرو شدند که در فضای بلک لایت قرار گرفته بودند، فرشته در سطحی بلند قرار گرفته بود که  و لبان فرشته در نور بلاک لایت مشخص  و سرباز در پایین سطح قرار گرفته بود و نور بلک لایت  کلاه آهنی  و پوتین سرباز مشخص می کرد،  نمایش با کلام فرشته آغاز می شود و در پایان نمایش نیز با چنین تابلویی نمایش به پایان می رسد. در این قسمت ها برای گفت و گو سرباز با فرشته از صدا پیشگان استفاده شد که کمک بسزایی به پیشبرد نمایش داشت.
کارگردان با توجه به آیات قرآنی که فرشتگان از جنسیت خاص مذکر و مونث نیستند و مجرد هستند، فرشته را در فضای بلک لایت نشان داده است تا جنسیت فرشته مشخص نشود .
صحنه از دکوری ساده برخوردار است که ازسه حجم شبیه تابوت که دو کاربرد دیوار و اتاق کار و چند حجم کوچک، متوسط و بزرگ تشکیل می شد که با جابجایی آن ها در صحنه کاربرد خاص خود نظیر صندلی میز و ارتفاع  و... را پیدا می کرد.
از نکات جالب توجه این بود که حجم های شبیه تابوت پس از جابجایی در صحنه به صورت سه اتاقک در می امد و کارکنان بنیاد شهید در آن حضور پیدا کرده و در این فضای محدود که نور قرمزی بر آن ها می تابید  مشغول به کار می شدند که القا کننده محصور شدن در دفتر کار و عدم توجه ایشان به خانواده شهد ا است و زمانی که سه تابوت در گوشه ای از صحنه از قسمت زیرین در کنار هم قرار می گرفتند به عنوان دیوار اتاق کار برد داشتند.
بازی ها کاملا واقعی و کارگردان در انتخاب بازیگران انتخاب خوبی را به همراه داشت و با توجه به محدودیت بازیگر برخی از بازیگران در چند نقش به بازی پرداخته بودند. بازیگران از بدن،  بیان و صدای خوبی برخوردار بودند و بازی های حسی و زیر پوستی داشتند، بجز در مورد ستاره سبحانی بازیگر نقش خواهر شهید کُرد، با توجه به صدای رسا  و لهجه ای مناسب کُردی از بازی حسی و زیر پوستی برخوردار نبود.
شکیبا مرصلانی در نقش زن ترک زبان و دختر شهید در ایفای نقش خود خوب عمل کرده و بازی های حسی و زیر پوستی عالی از خود بجا گذاشت.
محسن سپاسی که در نقش مامور بنیاد شهید، مرد ترک زبان، مرد ارمنی و پیرمرد  به بازی پرداخت، در همه  نقش ها موفق و عالی عمل کرد،  اما به دلیل عدم حضور بازیگر نقش مرد ارمنی  به اجبار این نقش را هم بر عهده گرفت که با توجه به بازی خوب بدنی و بیان رسا از لحاظ لهجه خاص مرد ارمنی که نشانگر قومیتش است نا موفق عمل کرد.
محسن قلم «صوفی» که در نقش مامور بنیاد شهید و پیر مرد کُرد به بازی پرداخت نیز بازی خوبی از خود بر جای گذاشت و بقیه بازیگران بازی نسبتآ خوبی داشتند.
طراحی لباس  مناسب کمک به سزایی به روند موفقیت نمایش داشت ، اما طراحی گریم و چهره پردازی ضعیف در روند رو به رشد نمایش لطمه وارد کرده بود .
نمایش از فضایی کمدی و تراژدی برخوردار بود که در این فضا ها با درایت کارگردان بازیگران عملکرد خوبی داشتند و بمب خنده مخاطبان در زمانی که فضای نمایش کمدی بود سالن را به خوبی پوشش می داد و در زمان تراژدی کار نیز با استفاده از موسیقی و افکت مناسب و ایفای نقش خوب پیرمرد و بازیگران حال و هوای حزن و اندوه بر سالن حاکم می شد که نشان از توانایی کارگردان در رساندن پیام نمایش به مخاطبان بود.
در پایان  می توان گفت که این نمایش، نمایشی زنده بود که تماشاگر ان با آن می خندیدند و احساساتی می شد و درگیرش بودند و کارگردان خواست نویسنده اثر را به خوبی پیاده کرده بود.


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها : نگاهی بر نمایش «خنکای ختم خاطره»، دانشگاه مازندران، پایگاه خبری تحلیلی سیمرغ:،
لینک های مرتبط : سیمرغ، دانشگاه مازندران،
          
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395
ارسال به دوست

خنکای ختم خاطره

نگاهی بر نمایش«خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران

 

 

 

       به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و کانون تئاتر دانشجویی، نمایش«خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت.

       نمایش« خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ در سال ۱۳۸۸ به درخواست بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس نوشته شد و تاکنون اجراهای زیادی را در جشنواره ها و شهرستان های مختلف کشور داشته است و این بار به کارگردانی دانشجوی جوان مازندرانی کارشناسی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران، محسن سپاسی که مسئول کانون  تئاتر این دانشگاه هم نیز هست، از چهارم الی هشتم اردیبهشت، از سوی گروه تئاتر غو و با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی، بسیج دانشجویی، کانون شهدا و مهدویت و امام حسن مجتبی(ع) و کانون تئاتر دانشگاه مازندران درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران با حضور پر شور مخاطبان به روی صحنه رفت. این کارگردان جوان از سال 1385 کار هنری خود را از شهرستان محمود آباد در تئآتر آغاز کرده و تا کنون نمایش های متعددی در شهرستان محمودآباد  و در سطح دانشگاه مازندران به روی صحنه برده است.

       در این نمایش هنرمندان دانشجوی دانشگاه مازندران محسن سپاسی، پیمان نبی زاده، علی فکور رحیمی، امین صدقی، معصومه مهدویان، ستاره سبحانی، شکیبا مرصلانی و محسن قلم« صوفی» به بازی پرداختند و نور و صدا و موسیقی آن را مجید کریمی به عهده داشت.

      خلاصه داستان این نمایش به سربازی به نام یوسف می پردازد که در کما به سر میبرد، همه چیزش از بین رفته و فقط چشم و قلبش سالم مانده است. فرشتهای واسطه آمدن او از عالم برزخ به زمین« دنیای زندگان» میشود. یوسف پس از ۲۵  سال به شرط آن اجازه حضور در زمین ودر دنیای زندگان حضور پیدا می کند که هرگز لب به سخن نگشاید، با پخش خبر زنده شدن شهید، خانوادههای زیادی میگویند که این  شهید زنده شده متعلق به آنان است و یوسف در زمین خانوادههایی را میبیند که هر یک منتظر یوسف مفقودالاثر خودشان هستند. مأموران بنیاد شهید هر چه تلاش میکنند تا والدین اصلی یوسف را پیدا کنند، اما با متقاضیان بیشتری روبرو میشوند و ...

      نمایش«خنکای ختم خاطره»  روایتی امروزی از آدمهای فراموش شده جنگ و روایتگر مشکلات اقشار مختلف ایرانی است که یکی از عزیزان خود را در جنگ از دست دادهاند. این نمایش نقدی قاطعانه به عملکرد نهادهای مسئول و مرتبط با خانواده های شهدا است که رفتاری نامناسب با خانواده شهدای گمنام دارند. نمایش در چند پرده به مسایل مربوط چند خانواده از اقوام مختلف ایرانی را به تصویر میکشد.« زمان » در این نمایش نامه آغاز دارد ولی پایان ندارد، مبدأ زمانی آغاز جنگ است اما پیامدهای آن ادامه مییابد.

       این نمایش برخلاف نمایش های دیگر دفاع مقدسی در فضایی متفاوت درباره کشته شدگان جنگ ایران و عراق و روانشناسی اجتماعی مردم آسیب دیده از جنگ و به نقد عملکرد بنیاد شهید و کاغذ بازی در این اداره خواه خواسته و یا ناخواسته می پردازد. تنوع قومیتی در نمایش و معضلات محتلف خانواده ها یکی از ویژگی های این نمایش است.

       مخاطبان در بدو ورود به سالن و پس از جایگزین شدن در صندلی ها با تابلویی از فرشته و سرباز روبرو شدند که در فضای بلک لایت قرار گرفته بودند، فرشته در سطحی بلند قرار گرفته بود که لب فرشته در نور بلاک لایت مشخص و سرباز در پایین سطح قرار گرفته بود و نور بلک لایت کلاه آهنی و پوتین سرباز را مشخص می کرد،  نمایش با کلام فرشته آغاز می شود و در پایان نمایش نیز با چنین تابلویی نمایش به پایان می رسد. در این قسمت ها برای گفت و گو سرباز با فرشته از صدا پیشگان استفاده شد که کمک بسزایی به پیشبرد نمایش داشت.

       کارگردان با توجه به آیات قرآنی که فرشتگان از جنسیت خاص مذکر و مونث نیستند و مجرد هستند، فرشته را در فضای بلک لایت نشان داده است تا جنسیت فرشته مشخص نشود .

       صحنه از دکوری ساده برخوردار است که ازسه حجم شبیه تابوت که دو کاربرد دیوار و اتاق کار و چند حجم کوچک، متوسط و بزرگ تشکیل می شد که با جابجایی آن ها در صحنه کاربرد خاص خود نظیر صندلی میز و ارتفاع  و... را پیدا می کرد.

       از نکات جالب توجه این بود که حجم های شبیه تابوت پس از جابجایی در صحنه به صورت سه اتاقک در می امد و کارکنان بنیاد شهید در آن حضور پیدا کرده و در این فضای محدود که نور قرمزی بر آن ها می تابید  مشغول به کار می شدند که القا کننده محصور شدن در دفتر کار و عدم توجه ایشان به خانواده شهد ا است و زمانی که سه تابوت در گوشه ای از صحنه از قسمت زیرین در کنار هم قرار می گرفتند به عنوان دیوار اتاق کار برد داشتند.

       بازی ها کاملا واقعی و کارگردان در انتخاب بازیگران انتخاب خوبی را به همراه داشت و با توجه به محدودیت بازیگر برخی از بازیگران در چند نقش به بازی پرداخته بودند. بازیگران از بدن،  بیان و صدای خوبی برخوردار بودند و بازی های حسی و زیر پوستی داشتند، بجز در مورد ستاره سبحانی بازیگر نقش خواهر شهید کُرد، با توجه به صدای رسا  و لهجه ای مناسب کُردی از بازی حسی و زیر پوستی برخوردار نبود.

       شکیبا مرصلانی در نقش زن ترک زبان و دختر شهید در ایفای نقش خود خوب عمل کرده و بازی های حسی و زیر پوستی عالی از خود بجا گذاشت.

       محسن سپاسی که در نقش مامور بنیاد شهید، مرد ترک زبان، مرد ارمنی و پیرمرد  به بازی پرداخت، در همه  نقش ها موفق و عالی عمل کرد،  اما به دلیل عدم حضور بازیگر نقش مرد ارمنی  به اجبار این نقش را هم بر عهده گرفت که با توجه به بازی خوب بدنی و بیان رسا از لحاظ لهجه خاص مرد ارمنی که نشانگر قومیتش است نا موفق عمل کرد.

       محسن قلم «صوفی» که در نقش مامور بنیاد شهید و پیر مرد کُرد به بازی پرداخت نیز بازی خوبی از خود بر جای گذاشت و بقیه بازیگران بازی نسبتآ خوبی داشتند.

       طراحی لباس مناسب کمک شایانی به روند موفقیت نمایش داشت، اما طراحی گریم و چهره پردازی ضعیف در روند رو به رشد نمایش لطمه وارد کرده بود .

       نمایش از فضایی کمدی و تراژدی برخوردار بود که در این فضا ها با درایت کارگردان بازیگران عملکرد خوبی داشتند و بمب خنده مخاطبان در زمانی که فضای نمایش کمدی بود سالن را به خوبی پوشش می داد و در زمان تراژدی کار نیز با استفاده از موسیقی و افکت مناسب و ایفای نقش خوب پیرمرد و بازیگران حال و هوای حزن و اندوه بر سالن حاکم می شد که نشان از توانایی کارگردان در رساندن پیام نمایش به مخاطبان بود.

       در پایان می توان گفت که این نمایش، نمایشی زنده بود که تماشاگر با آن می خندید و احساساتی می شد و درگیرش بود وکارگردان خواست نویسنده اثر را به خوبی پیاده کرده بود.

حمیدرضا گل محمدی تواندشتی کارشناس نمایش

 





نوع مطلب : اخبار News، 
برچسب ها : نگاهی بر نمایش«خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران،
لینک های مرتبط : سایت دانگاه مازندران،
          
یکشنبه 12 اردیبهشت 1395

تاریخ :1395/02/11 7:51 AM
نقدی بر نمایش «خنکای ختم خاطره» در دانشگاه مازندران
نمایش «خنکای ختم خاطره»نوشته حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی محسن سپاسی درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران از چهارم اردی بهشت ما ه به مدت پنج روز به روی صحنه رفت.

نمایش «خنکای ختم خاطره» نوشته حمیدرضا آذرنگ در سال ۱۳۸۸ به درخواست بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس نوشته شد و تاکنون اجراهای زیادی را در جشنواره ها و شهرستان های مختلف کشور داشته است و این بار به کارگردانی دانشجوی جوان مازندرانی کارشناسی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران، محسن سپاسی که مسئول کانون  تئاتر این دانشگاه هم نیز هست، از چهارم الی هشتم اردیبهشت، از سوی گروه تئاتر غو و با همکاری معاونت فرهنگی دانشجویی، بسیج دانشجویی، کانون شهدا و مهدویت و امام حسن مجتبی و کانون تئاتر دانشگاه مازندران درسالن آمفی تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران با حضور پر شور مخاطبان به روی صحنه رفت. این کارگردان جوان از سال 1385  کار هنری خود را از شهرستان محمود آباد در تئآتر آغاز کرده و تا کنون نمایش های متعددی در شهرستان محمود اباد  و در سطح دانشگاه مازندران به روی صحنه برده است.
در این نمایش هنرمندان دانشجوی دانشگاه مازندران محسن سپاسی، پیمان نبی زاده، علی فکور رحیمی، امین صدقی، معصومه مهدویان، ستاره سبحانی، شکیبا مرصلانی و محسن قلم «صوفی» به بازی پرداختند و نور و صدا و موسیقی آن را مجید کریمی به عهده داشت.
خلاصه داستان این نمایش به سربازی به نام یوسف می پردازد که در کما به سر می‌برد، همه چیزش از بین رفته و فقط چشم و قلبش سالم مانده ‌است. فرشته‌ای واسطه آمدن او از عالم برزخ به زمین «دنیای زندگان» می‌شود. یوسف پس از ۲۵  سال به شرط آن اجازه حضور در زمین ودر دنیای زندگان  حضور پیدا می کند که  هرگز لب به سخن نگشاید، با پخش خبر زنده شدن شهید، خانواده‌های زیادی می‌گویند که این  شهید زنده شده متعلق به آنان است و یوسف در زمین خانواده‌هایی را می‌بیند که هر یک منتظر یوسف مفقودالاثر خودشان هستند. مأموران بنیاد شهید هر چه تلاش می‌کنند تا والدین اصلی یوسف را پیدا کنند، اما با متقاضیان بیشتری روبرو می‌شوند و ...
نمایش «خنکای ختم خاطره»  روایتی امروزی از آدم‌های فراموش ‌شده جنگ وروایتگر مشکلات اقشار مختلف ایرانی است که یکی از عزیزان خود را در جنگ از دست داده‌اند. این نمایش نقدی قاطعانه به عملکرد نهادهای مسئول و مرتبط با خانواده های شهدا است که رفتاری نامناسب با خانواده شهدای گمنام دارند. نمایش در چند پرده به مسائل مربوط چند خانواده از اقوام مختلف ایرانی را به تصویر می‌کشد. «زمان» در این نمایش نامه آغاز دارد ولی پایان ندارد، مبدأ زمانی آغاز جنگ است اما پیامدهای آن ادامه می‌یابد.
این نمایش برخلاف نمایش های دیگر دفاع مقدسی در فضایی متفاوت درباره کشته شدگان جنگ ایران و عراق و روانشناسی اجتماعی مردم آسیب دیده از جنگ و به نقد عملکرد بنیاد شهید و کاغذ بازی در این اداره خواه خواسته ویا ناخواسته می پردازد. تنوع قومیتی در نمایش و معضلات محتلف خانواده ها یکی از ویژه گی های این نمایش است.
مخاطبان در بد ورود به سالن و پس از جایگزین شدن در صندلی ها  با تابلویی از فرشته و سرباز روبرو شدند که در فضای بلک لایت قرار گرفته بودند، فرشته در سطحی بلند قرار گرفته بود که لب فرشته در نور بلاک لایت مشخص  و سرباز در پایین سطح قرار گرفته بود و نور بلک لایت کلاه آهنی و پوتین سرباز را مشخص می کرد،  نمایش با کلام فرشته آغاز می شود و در پایان نمایش نیز با چنین تابلویی نمایش به پایان می رسد. در این قسمت ها برای گفت و گو سرباز با فرشته از صدا پیشگان استفاده شد که کمک بسزایی به پیشبرد نمایش داشت.
کارگردان با توجه به آیات قرآنی که فرشتگان از جنسیت خاص مذکر و مونث نیستند و مجرد هستند، فرشته را در فضای بلک لایت نشان داده است تا جنسیت فرشته مشخص نشود .
صحنه از دکوری ساده برخوردار است که ازسه حجم شبیه تابوت که دو کاربرد دیوار و اتاق کار و چند حجم کوچک، متوسط و بزرگ تشکیل می شد که با جابجایی آن ها در صحنه کاربرد خاص خود نظیر صندلی میز و ارتفاع  و... را پیدا می کرد.
از نکات جالب توجه این بود که حجم های شبیه تابوت پس از جابجایی در صحنه به صورت سه اتاقک در می امد و کارکنان بنیاد شهید در آن حضور پیدا کرده و در این فضای محدود که نور قرمزی بر آن ها می تابید  مشغول به کار می شدند که القا کننده محصور شدن در دفتر کار و عدم توجه ایشان به خانواده شهد ا است و زمانی که سه تابوت در گوشه ای از صحنه از قسمت زیرین در کنار هم قرار می گرفتند به عنوان دیوار اتاق کار برد داشتند.
بازی ها کاملا واقعی و کارگردان در انتخاب بازیگران انتخاب خوبی را به همراه داشت و با توجه به محدودیت بازیگر برخی از بازیگران در چند نقش به بازی پرداخته بودند. بازیگران از بدن،  بیان و صدای خوبی برخوردار بودند و بازی های حسی و زیر پوستی داشتند، بجز در مورد ستاره سبحانی بازیگر نقش خواهر شهید کُرد، با توجه به صدای رسا  و لهجه ای مناسب کُردی از بازی حسی و زیر پوستی برخوردار نبود.
شکیبا مرصلانی در نقش زن ترک زبان و دختر شهید در ایفای نقش خود خوب عمل کرده و بازی های حسی و زیر پوستی عالی از خود بجا گذاشت.
محسن سپاسی که در نقش مامور بنیاد شهید، مرد ترک زبان، مرد ارمنی و پیرمرد  به بازی پرداخت، در همه  نقش ها موفق و عالی عمل کرد،  اما به دلیل عدم حضور بازیگر نقش مرد ارمنی  به اجبار این نقش را هم بر عهده گرفت که با توجه به بازی خوب بدنی و بیان رسا از لحاظ لهجه خاص مرد ارمنی که نشانگر قومیتش است نا موفق عمل کرد.
محسن قلم «صوفی» که در نقش مامور بنیاد شهید و پیر مرد کُرد به بازی پرداخت نیز بازی خوبی از خود بر جای گذاشت و بقیه بازیگران بازی نسبتآ خوبی داشتند.
طراحی لباس  مناسب کمک به سزایی به روند موفقیت نمایش داشت ، اما طراحی گریم و چهره پردازی ضعیف در روند رو به رشد نمایش لطمه وارد کرده بود .
نمایش از فضایی کمدی و تراژدی برخوردار بود که در این فضا ها با درایت کارگردان بازیگران عملکرد خوبی داشتند و بمب خنده مخاطبان در زمانی که فضای نمایش کمدی بود سالن را به خوبی پوشش می داد و در زمان تراژدی کار نیز با استفاده از موسیقی و افکت مناسب و ایفای نقش خوب پیرمرد و بازیگران حال و هوای حزن و اندوه بر سالن حاکم می شد که نشان از توانایی کارگردان در رساندن پیام نمایش به مخاطبان بود.
در پایان  می توان گفت که این نمایش، نمایشی زنده بود که تماشاگر با آن می خندید و احساساتی می شد و درگیرش بود وکارگردان خواست نویسنده اثر را به خوبی پیاده کرده بود.

حمیدرضا گل محمدی تواندشتی کارشناس نمایش




نوع مطلب : اخبار News، 
برچسب ها : نقدی بر نمایش «خنکای ختم خاطره»، دانشگاه مازندران،
لینک های مرتبط : تی نیوز، بصیر آن لاین،
          
شنبه 11 اردیبهشت 1395





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی